الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )
599
علل الشرايع ( فارسي )
حضرت فرمودند : آرى بلكه آن زن مىتواند براى او لباس نازك و بدن نما نيز بپوشد تا او وى را به خوبى مشاهده كند زيرا آن مرد مىخواهد او را با ثمنى گران و سنگين بخرد . باب دويست و شصت و يكم سرّ اين كه اگر مرد به همسرش بگويد : وقتى پيش من آمدى باكره نبودى ، حدّ بر او نيست حديث ( 1 ) پدرم رحمة الله عليه ، از عبد الله بن جعفر حميرى ، از ابراهيم بن هاشم ، از صفوان ، از موسى بن بكير ، از زراره ، از حضرت ابى جعفر عليه السّلام در باره مردى كه به همسرش گفت : وقتى پيش من آمدى باكره نبودى ، آن حضرت فرمودند : بر مرد حدّى نيست زيرا گاهى پرده بكارت بدون جماع و عمل نزديكى زائل مىشود پس كلام مرد دلالت بر نسبت ناروا به زن ندارد تا حدّ بر او ثابت شود . باب دويست و شصت و دوّم سرّ مشروعيّت مهر و وجوبش بر مردان حديث ( 1 ) علىّ بن احمد رحمة الله عليه ، از محمّد بن ابى عبد الله ، از محمّد بن اسماعيل ، از علىّ بن عبّاس از قاسم بن ربيع صحّاف ، از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت : حضرت ابا الحسن علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام در جواب مسائلش از جمله اين مسأله كه چرا مهر بر مردان واجب بوده ولى بر زنان واجب نيست به مردان اعطاء كنند فرمودند : علَّتش آن است كه : بر مردان هزينه اداره زنان واجب است چه آنكه زن نفس خود را فروخته و مرد مشترى آن است و بدون شك بيع بدون ثمن نبوده و اساسا خريد بدون پرداخت ثمن تحقّق نمىيابد . از اين گذشته زنان از معامله و تجارت ممنوع هستند لذا بر آنها پرداخت ثمن و مهر مشروع نمىباشد و از اين بيان كه بگذاريم علَّتهاى بسيارى وجود دارد كه مهر بر مرد واجب بوده نه بر زن .